Join for FREE | Take the Tour Lost Password?
Shop deviantART for the
holidays and save BIG!
Click here! :holly:
[x]

deviantART

:omfg:
 
About Me Member Deviously Deviant karbobalaMale/Turkey Recent Activity Deviant for 1 Year
Needs Premium Membership
Statistics 1 Deviation
5 Comments
308 Pageviews

Favourites

No favourites yet.

Watchers

No watchers yet.

poem of the hazrat zainab

Thu Apr 24, 2008, 3:48 AM
مران یک دم ساربان اشتر ناقه زینب مانده اندر گل
بده ظا لم مهلتی آخر زان که دارم من عقده ها بر دل
مران ناقه تا که بنشینم بر سر نعش شاه مظلومان
مران ناقه زان که دارم من از جفای چرخ و ناله و افغان
مران ناقه تا که گویم من درد دل با این پیکر عریان
بیا ای مرگ تا شوم راحت زان به مرگ خود گشته ام مایل
بده مهلت تا بمانم من در کنار این پیکر بی سر
از آن ترسم ساربان امشب آید برد دستش از پیکر
ندارد چون طاقت دیدن مادرم زهرا باب من حیدر
در این صحرا ای شتربانا ماندنم آسان رفتنم مشکل
شتربانا بی کفن باشد این تن مجروح اندرین صحرا
مرا نبود معجری دیگر تا کفن سازم جسم این شه را
ندارد چون سایه ای بر سر غیر خاشاک و جز طف گرما
خدای من کن تو آگاهم کشتی جانم کی رسد ساحل
حسین جانم ای حسین جانم ای حسین جانم ای حسین جانم

deviantID

Devious Info

deviantART Community Board

[x]

Comments


Site Map